• ارسطو : افلاطون برای من عزیز است ، اما حقیقت از او عزیزتر !
1
کسی که همیشه می گفت نه ...رفت!

حیدر سهیلی اصفهانی 

متن انگلیسی این مقاله در روزنامۀ تهران تایمز منتشر شده است : http://www.tehrantimes.com/news/403835/The-one-who-always-said-No-is-gone

هفتهٔ پیش ، بی بی سی فارسی با سه انگلیسی ایرانی تبار ، دربارهٔ همه پرسی موجودیت انگلستان در اتحادیهٔ اروپا ، گفتگو می کرد.  سخنان یکی از گفتگو کنندگان که از انگلیسی های بلوچ بود ، پیرامون دستآوردهای عضویت بود  و نه کیفیت عضویت.  اما دو تن دیگر ، کیفیتی که این عضویت برای لندن داشت را مهمتر می دیدند و خواستار ادامهٔ عضویت بودند.  ناخودآگاه احساس می کردم جنبهٔ احساسی بحثهای موافق حضور ، بر جنبهٔ منطقی آن می چربید.  
حالا که 52 درصد از مردم انگلستان رای به برون رفت کشور خود از اتحادیهٔ اروپاداده اند ، ناخودآگاه این احساس قوی است که جنبهٔ احساسی ماجرا در میان کفه های دو عقل متنازع ، به سود کفهٔ خروج ، سنگینی کرده است و این همان چیزی است که غرب را انگشت به دهان کرده است.  
مخالفان اصرار دارند که با این وضعیت جدید ، راه خوبی برای پیشرفت انگلستان باز می شود و استدلال آنها پیرامون آزادی تصمیم گیرندگان انگلیسی برای اتخاذ سیاستهای موثرتر و کاهش تعهدات انگلستان برای کمک به کانونهای بحران زده در اروپا و بازگشت پول حق عضویت به جیب مردم این کشور می گردد.  فارغ از درستی یا نادرستی این موضوع ، پیامدهای زودرس اقتصادی این تصمیم ، کارشناسان را متقاعد کرده است که حداقل از نظر اقتصادی ، رای اکثریت اشتباهی فاجعه بار برای اقتصاد بریتانیا بود.  لذا باید امیدوار بود که دستاوردهای سیاسی این اقدام ، ارزش کافی داشته باشد.  زودرس ترین پیامد ، واکنش اسکاتلندی ها بود . اکثریت ناچیز آرای هواداران حفظ یکپارچگی اسکاتلند و بریتانیا ، نشان داد که عقلانیت مربوط به آثار منفی جدایی اسکاتلند بر اقتصاد ، بر کفهٔ احساسی و قوم گرایانهٔ آن چربیده است و انگلیسی ها باید امیدوار باشند که خوان اقتصاد برای باشندگان گرد آن ، همچنان پررونق و رنگین بماند.  به همین سبب ، اغلب اسکاتلندیها به بقای بریتانیا در اتحادیه رای دادند و حالا تنها مشوق خود ، برای حفظ یکپارچگی با بریتانیا را از دست رفته می بینند. تا آن جایی که اکنون تمایل به داشتن هویت ایرلندی برای بعضی از انگلیسی ها جذاب شده است.  
در این صورت ، تهدید تجزیه طلبان ، برای همه پرسی مجدد ، واقعا تهدیدی جدی است و بسیاری از کارشناسان ، پیروزی آنها را در هرگونه همه پرسی جدید قطعی می دانند.  هیچ کس واقعا نمی تواند تفسیر مناسبی برای این اقدام سیاسی اکثریت بریتانیایی ها  که خود را منطقی ترین مردم جهان می دانستند ، ارائه دهد و ذهن هر مفسر یاتحلیلگری ، به سراغ علل جامعه شناختی ماجرا می رود.  اما قدر مسلم ، کمتر کسی هم می تواند نگاه خوش بینانه ای به اقتصاد و سیاست در عرصهٔ سیاسی بریتانیای کبیر ، حداقل در میان مدت داشته باشد.