• ارسطو : افلاطون برای من عزیز است ، اما حقیقت از او عزیزتر !
1
کودکانی نشسته بر پشت پیل

حیدر سهیلی اصفهانی

اصل مقاله به زبان انگلیسی در روزنامۀ تهران تایمز http://www.tehrantimes.com/news/404417/Children-riding-on-elephant-back

بیش از بیست سال پیش ، هنگامی که برای نخستین بار کتابی را دربارۀ فعالیتهای لابی اسرائیل در نهادهای مختلف از جملۀ کنگرۀ آمریکا به فارسی ترجمه کردم ؛ برای خوانندگان این کتاب ، سرسپردگی بخش مهمی از اعضای کنگره به منافع و سیاستهای تل اویو ، حیرت آور و حتی باورنکردنی بود . آنها که حتی نمی توانستند وجود پدیده ای به نام لابی را در دستگاه تصمیم گیری و قانونگزاری کشورشان  هضم کنند ، زمانی به مرز ناباوری می رسیدند که می دیدند اعضای کنگره ، گاهی مصوبه ای را تهیه و برای تصویب آن تلاش می کنند که ضربات اقتصادی و سیاسی گاه جبران ناپذیری به کشورشان وارد می آورد .

با ادامۀ این وضعیت ، گسترش چشمگیر نفوذ لابی اسرائیل در عمق نظام اداری و قانونگزاری آمریکا ، شرایط را پیچیده تر و به مراتب بدتر از آن دوران کرده است . چنان که امروزه ، برخلاف گذشته ، تقریبا کسانی که به نحوی ، روزانه با اخبار سروکار دارند ، نه تنها از عمق سرسپردگی بخش مهمی از اعضای کنگرۀ آمریکا ، به لابی اسرائیل آگاهند ؛ بلکه به خوبی می دانند که استقبال این جماعت از خواسته های این لابی ، به سبب حمایتهایش ، برای تجدید انتخاب آنها در کنگره است و شاید بتوان این جملۀ مبتذل را با شجاعت تمام به کار برد که همۀ اینها در ازای به دست آوردن پول و حمایتهای سیاسی و رسانه ای ، برای انتخاب مجدد صورت می گیرد .

در اوج رکود اقتصادی که آمریکا نیاز مبرمی به کسب درآمد و منابع مالی بیشتری دارد ، برای نمایندگان کنگره ، جلوگیری از انجام معامله ای 25 میلیارد دلاری بین ایران و شرکت بوئینگ با استناد به بهانه هایی "بچگانه " ، آن هم در ازای دیدن لبخند رضایت بنیامین نتانیاهو ، کاملا راحت است و برای آنها مهم نیست که این مبلغ کلان ، به جای ورود به چرخۀ اقتصاد آمریکا ، وارد چرخۀ اقتصادی کشوری رقیب شود . اهمیت لبخند نتانیاهو ، کار را به جایی می رساند که نمایندگانی ظاهرا آمریکایی ، وزیر امورخارجۀ کشورشان را به کنگره می کشند تا از او بپرسند : " آقای کری ! آیا شما ، نخست وزیر اسرائیل را ابله خطاب کردید و هنگامی که آقای وزیر ، حیرت زده و گیج "زیر لب من من " می کند ؛ عضو کنگرۀ آمریکا با همان لحن آمرانه ای که روزگاری نمایندگان کنگره ، دربارۀ "پروندۀ پرل هاربر " به کار می گرفتند ، تاکید می کند : " گفته اید یا نگفته اید ؟" و وزیر راهی نمی یابد ، جز آن که برای رهایی از مخمصه ، با کلافگی سر خود را به زیر افکند و بگوید : " نه ! نگفته ام ! "

داستان به همین عشق ورزیهای رمانتیک ختم نمی شود . تصویب کمکهای هنگفت مالی ، اقتصادی و نظامی برای رژیمی که از بسیاری از شهرهای آمریکا کوچکتر است ، برای کمتر کسی در این دنیا قابل درک است . شهرهایی که در بیکاری ، فقر و جنایت دست و پا می زند و دولت آمریکا ، حتی نتوانسته است : موافقت قاطع و بی قید و شرط کنگره را برای طرحهای پیش پا افتاده ای مثل تامین درمان شهروندان فقیر خود جلب کند و همان کنگره ای که معمولا در قالب کارناوالهای پر شور ، کمکهای سنگین برای اسرائیل را تصویب می کند ، برای تصویب هرگونه طرحی به منظور کمک به طبقات فرودست کشورش ، به شدت مقاومت می کند و بی پولی را بهانه می آورد .

اما همین کنگره ، با اشاره ای از سوی تل اویو ، از بحران آفرینی های بزرگ در خاورمیانه استقبال می کند . بحرانهای کمر شکنی که سالانه بیش از 700 میلیارد دلار روی دست مالیات دهندگان آمریکایی هزینه گذاشت و اقتصاد این کشور را به یک قدمی پرتگاه نابودی کشاند و برنده ای جز تل آویو نداشت . همین کنگره ، در راه موافقتنامۀ هسته ای که چهارچوب مسالمت جویانه ای برای حل و فصل اختلافات موجود با ایران تعیین کرده است ، سنگ  اندازی می کند و همۀ تلاش خود را مصروف آن می کند که شاید بتواند خواستۀ اسرائیل را برای به شکست کشیدن این موافقتنامه تامین کند و این اصلا برای اعضای کنگره مهم نیست که این ناکامی تا چه اندازه می تواند به منافع آمریکا ضربه بزند ؛ چون مهمتر از منافع کشورشان ، جلب رضایت لابی اسرائیل و تامین بودجه برای حمایت مجدد است .

برای بسیاری از مردم دنیا ، درک این نکته بسیار دشوار است : اقداماتی که در مجالس کشورهایشان مساوی با خیانت است و می تواند به برکناری و حتی محاکمۀ نمایندۀ خاطی منجر شود ؛ در آمریکا صرفا نوعی معاملۀ انتخاباتی است و در آن جا هر " چیز" که به پول ختم شود ، مشروعیت می یابد !