• ارسطو : افلاطون برای من عزیز است ، اما حقیقت از او عزیزتر !
1
نگاهی گذرا به بحران زاینده رود ، از آغاز تاکنون

نگاهی گذرا به بحران زاینده رود ، از آغاز تاکنون 

حیدر سهیلی اصفهانی

 
صورت مساله -  
پس از بحرانی شدن وضع آب یزد ، قرار بود آب دبی خروجی کارون به خلیج فارس ، با لوله کشی برای یزد ارسال شود و از ریختن کارون به خلیج فارس جلوگیری شود . آن کس که پیشنهاد کرد از تونل کوهرنگ به عنوان بستر طبیعی تا گاوخونی استفاده شود ، شاید نمی دانست با این پیشنهاد اصولی خود ، در حال بپا کردن چه بحران بزرگی است . اصفهانی ها هم خوشحال شدند که حالا آب رودخانه دو برابر می شود و از گاوخونی لوله کشی می شود به یزد ، عملا هم این طرح اگر همان طور که طراحی می شد ، به انجام می رسید ، آثار مطلوب فراوانی داشت . اما این طرح ( انتقال آب کارون به یزد در دوران خاتمی ) در قالب طرحی بیست 15 تا 20 سال طراحی شد و احداث تونل بهشت آباد برای این منظور طراحی شد . فوری بودن لزوم رسیدگی به وضعیت آب یزد باعث شد یزدی ها با نفوذی که داشتند ، از اصفهانی ها خواهش کنند که فعلا برای حل معضل بی آبی یزد ، حق آبۀ کف رودخانه به آن جا ارسال شود و نمایندگان اصفهان بدون گرفتن ضمانت اجرای لازم ، هم پذیرفتند و تبلیغاتی امام حسینی شروع شد تا موافقت مردم اصفهان کسب شود . لوله کشی هم با فشار یزدی ها از دم تونل کوهرنگ شروع شد . هر چه اصفهانی ها گفتند اقلا بگذارید آب از اصفهان بگذرد ، گفتند تبخیر می شود و با آینده نگری مخصوص یزدی که می دانستند این طرح نه به دار است و نه به بار ، حق آبۀ کف رودخانه از همان سرچشمه در تونل کوهرنگ راهش را در داخل لوله ای بسیار قطور ، به سوی یزد از داخل استان اصفهان جدا کرد و هیچ کس نفهمید که چه اشکالی داشت که این آب با عبور از شهر اصفهان عملا از تبدیل رودخانه به زمینی لخت و بایر جلوگیری می کرد! حالا که نام حق آبۀ کف رودخانۀ زاینده رود ، شده حق آبۀ یزد ، مشخص می شود ، هدف از آغاز چه بود . 
نقش احمدی نژاد در تشدید بحران و تغییر رویکرد آن - 
با آمدن احمدی نژاد ،  صورت مساله به طور کلی پاک شد . نه طرح انتقال آب کارون به یزد در یاد کسی ماند و نه مقامهای اصفهانی تحت ریاست نخستین استاندار احمدی نژاد بنا به دلایل معلوم ، به خشکی رودخانه اهمیتی می دادند . ناگهان با پاک شدن صورت مساله و فراموش شدن علل اصلی خشکی رودخانه ، موضوع تبدیل شد به خشکی زاینده رود که بر اثر " تغییرات آب و هوایی روی داده است " و لاجرم  ، باید از کارون تامین آب شود ( چون اصفهانی ها بی آب شده اند ) و خوزستانی ها هم گفتند : برای چی از ما باید برای زاینده رود آب برده شود . نمایندگان تازه عوض شده و کامرانی که خودش قبلا اصلاح طلب بود و یهو شد اصولگرا ظرف سه سوت ، حرفی برای گفتن نداشتند. طرف مقابل هم  تاکتیک زیرکانه عوض کردن دعوای اصفهان و یزد به دعوای شهرکرد و اصفهان را به کار گرفت تا همه چیز زیر آوار مدفون شود  و به ریش اصفهانی زرنگ بخندد  و با دور ماندن دست کارشناسان اصفهانی از پرونده ، هنر مقامهای جدید انقلابی و ناکاربلد این شد که طومار شیخ بهایی به دست از این اتاق به این اتاق بگردند تا مثلا حق الناس کنان حقمان را بگیرند و بعد برای سیاسی نشدن موضوع ساکت شوند . 
تا این که شد 88 و بحران رای آوردن محمود احمدی نژاد و او هم بنا به مشورت حلقۀ بختیاری ها ( به دوستان بختیاری برنخورد کاری به استان ندارد ، عبارت حلقۀ بختیاری ها را در گوگل سرچ کنند ، منظور مرا خواهند فهمید ) که اهداف کاملا انتخاباتی را دنبال می کردند و دنبال نان قرض دادن به مموتی بودند ، در سخنرانی غرائی در شهرکرد ، بدون نام بردن از اصفهانی ها ، گفت از این پس نمی گذارم حق شما را " دیگران " بخورند ، هر چه می خواهید آب بردارید و هر چه ماند حق پایین رودی هاست . نمایندگان استان هم دیدند عجب کاسه ای از آش پر شده ، تبلیغات شدیدی ضد اصفهان راه انداختند که با سرچ کوچکی در گوگل و خوز نیوز و خبرگزاری بختیاری و ... آثار این برادرکشی برای رسیدن به منفعت شخصی و انتخاباتی را خواهند دید . اما ناگهان شعار کمک به کشاورز بختیاری ( که در استان اصفهان و حتی شهر اصفهان هم فراوانند و بخشی از جمعیت استان را تشکیل می دهند ) تبدیل شد به پروژه های ویلاسازی کنار تونل کوهرنگ و ویلاهای پل زمان خان و غیره و ذلک و سهم کشاورز بختیاری شد گرانی زمین و بیکار شدن و فقر شدید و حداکثر کار در ویلاسازی به عنوان عمله ...
وضعیت امروز - 
حالا کمدی کلاسیک زاینده رود این شده که ما تهدید کنیم آب رود ماربر را بر می گردانیم و نمی گذاریم به کارون بریزد ( انگار کارون مال یک مملکت دیگر است ) یعنی طرح تونل بهشت دو و خوزستانی ها با چهار محال بختیاری یک تیم درست کرده اند و هی به تونل بهشت یک و دو سر می زنند که مبادا آبی از کارون به زاینده رود بریزد ( عین دعوای سودان و مصر سر رودخانۀ نیل ) و هر بار با افتخار تاکید می کنند هنوز زاینده رود خشک است و برای این که متهم به قبیله گرایی و بی توجهی به منافع ملی نشوند ، دلیل می آورند که نزولات جوی سال به سال در چهار محال کم می شود ، بی آن که بدانند یا اصلا اهمیت دهند گسترش کویر ، عملا یخچالهای زرد کوه را خواهد خشکاند و چهار محال روزی حداکثر به جایی شبیه نطنز تبدیل خواهد شد ( منطقه ای که زمانی از فرط داشتن رودخانه های فراوان در گاه نامه های آشوری به نام منطقۀ رودکها معروف بود و به دلیل پیشروی کویر از بین رفت ) ... 
آثار ادامۀ بحران - 
ادامۀ بحران زاینده رود ، عملا نه تنها به گسترش کویر کمک خواهد کرد و روزی ، بحران ریزگردها و افزایش دمای کویر شهرهایی مثل یزد و شهرکرد و اصفهان را در خواهد نوردید ، بلکه فقدان تنها رودخانه و مرداب درون کویر باعث به هم پیوستن کویرهای مرکزی خواهد شد ، در نهایت ، ابعاد آن مثل چند سال پیش که طوفان شن را به تهران رسانید ، دامنگیر مناطق دیگری مثل تهران و قم و خوزستان هم خواهد شد که همین حالا هم از این وضع رنج می برند . ذوب شدن یخچالهای زردکوه بر اثر افزایش دمای کویر ، در کاهش آبهای رودخانۀ کارون هم تاثیر مستقیمی خواهد داشت . 
راه حل - 
تنها راه موجود ، این است که به موضوع زاینده رود ملی نگاه شود و با استعانت از آب دریای عمان با لوله کشی و تصفیه در سه سطح صنعتی ، کشاورزی و خانگی ، استان یزد را خودکفا کرد و یا همان حق آبۀ کف رودخانه را پس گرفت  و یا   طرح اولیه را از سر گرفت و این بار دبی خروجی آب کارون به خلیج فارس به زاینده رود اختصاص یابد و از ریختن کارون به خلیج فارس که بر اثر ریختن رسوبات از اروند رود و کارون در حال کوچک شدن است ، جلوگیری کرد . با قسم حضرت عباس و " از روی کشاورز اصفهانی خجالت بکشید" ، دل هیچ کسی به درد نمی آید . با وضعیت کنونی هم بحران آب یزد ، روزی بالا خواهد گرفت و راه حل زاینده رود تنها مسکنی بود که در طولانی مدت شرایط را بدتر هم خواهد کرد . یزد باید از نظر آبی خودکفا شود و راه حل آن هم لولۀ انتقال آب دریای عمان به یزد است و گرنه روزی در همان بحرانی غوطه ور خواهد شد که روزی مقامهایش ، با " محلی گرایی و برخورد با بحران زاینده رود به عنوان بحرانی متعلق به کشوری خارجی " با دست خود آن را زمینه سازی کردند .