• ارسطو : افلاطون برای من عزیز است ، اما حقیقت از او عزیزتر !
1
عشق به دروغ زیبا

حیدر سهیلی اصفهانی

انسان دنبال حقیقت یا واقعیت است ؟ نه خیر ! انسان عاشق دروغ است . 
انسان به دروغ زیبا و پیچیده و جنچالی عشق می ورزد و از راست ساده و پیش پا افتاده متنفر است . انسان طبیعتا برای نجات جان خود به هر در می زند . حتی خود را به ذلت می کشد . اما دوست ندارد این را بگوید . دوست دارد این طور به تصویر کشیده شود : شمشیر به دست بی مهابا به سوی خصم می دود و جان خود را عاشقانه از دست می دهد.

این پست دربارۀ گاوی است که به گاوبازی کلمبیایی به نام آلوارو مونه را بولیزAlvaro Munera Builes درس صلح و نوع دوستی می دهد و او پس از این که می فهمد گاو با آن نگاه معصومانه قصد نبرد ندارد ، از شرم به خود می پیچد و گوشه ای می نشیند و گریه می کند و پس از آن تبدیل به یک فعال مخالف گاوبازی می شود . عکس در حال گریستن در بسیاری از سایتها دست به دست می شود و ادعا می شود که این همان آلواروست که در ایام جوانی با نام الپیلاریکو 'El Pilarico' گاوبازی می کرد و حالا ... شرمنده است ... 
حالا واقعیت چیست ؟ اولا که این عکس هیچ ربطی به آلوارو مونه را بولیزندارد . عکس گاوباز دیگری است . این فیگوری است که اسپانیایی ها و لاتینی ها کلا می شناسند . فیگوری که گاوبازان در پایان بازی خود و مرگ گاو می گیرند . گاو بیچاره در حال جان دادن است و او قهرمانانه گوشه ای نشسته تا خصم ، آخرین نفسهای خود را بکشد و ناگهان بیفتد و صدای شادی مردم برخیزد . نیزه های او به گاو کارگر شده و گاو توان نبرد ندارد . 
اما آلوارو چگونه فعال جانور دوست شد ؟ او پس از کشتن صد و پنجاه گاو ، در نبردهای مختلف ، سرانجام گاوی به نام ترسیوپلوTerciopelo در سال 1984 او را دور میدان گاوبازی می چرخاند و رسما تکه و پاره می کند و او برای همیشه از گاوبازی عاجز می شود . بعدها ، به آمریکا می رود و در شهر میامی ، در بیمارستانی که تحت درمان بوده ، تحت تاثیر پرستاران و دیگران ، فکرش عوض می شود و به مخالف گاوبازی تبدیل می شود ... 
اما کافی است به گوگل سری بزنید بیش از هشت صفحه هرکدام ده لینک ، داستان آلوارو مونه را بولیز را برایتان بازگو می کند که چگونه گاوی او را نصیحت کرد و او گریست و آدم شد ! چون داستان قشنگ است ، همه می پذیرند . اما داستان واقعی این است که گاو وحشی ، وحشی است و تا دم مرگ می جنگد و گاوباز هم فارغ از عشق وافری که به عظمت ، قدرت و شهرت دارد ، باید نانی به کف آرد و برای خانواده ببرد . پس هر دو برای بقای خود می جنگند و همیشه " نبرد برای بقا " به اشکال مختلف ، ناموس هستی را تشکیل داده است .

http://www.animalliberationfront.com/Practical/Entertainment/BullfightersRemorse.htm